
Verdict
حُکم
کارگردان : مسعود کیمیایی
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0439612
امتیاز : *** از ****
((حکم)) فیلم صاحب سبکی است که اگر دوری اش از واقعیت آزارتان ندهد، برایتان جذاب خواهد بود. این فیلم بازگشت مسعود کیمیایی به سینمای کلاسیک و قصه گو محسوب می شود. مرز واقعیت و خیال خوب شکسته شده و لحنش جذاب است. کیمیایی با همکاری فیلمبردارش علیرضا زرین دست تصاویر جذاب و تکنیکال -گاها خیلی متظاهرانه- خلق کرده که مشخص است با وسواس زیادی رویشان کار شده و نتیجه تبدیل به فیلمی شده که به معنای واقعی کلمه سینماست. ضمنا بازیگران از پولاد کیمیایی، لیلا حاتمی و بهرام رادان گرفته تا عزت الله انتظامی و خسرو شکیبایی علیرغم اینکه شخصیت هایی غیر قابل باور در فیلم دارند تمام تلاش خود را در روح بخشیدن به شخصیت ها می کنند.
((حکم)) شروع خوبی دارد. سکانس افتتاحیه جدی و تماشایی از آب در آمده و دیالوگ ها نفس گیر هستند. نماهای تک گویی لیلا حاتمی و حرکات اوست که میزانسن را تنظیم می کند.
سهند (بهرام رادان)، محسن (پولاد کیمیایی) و فروزنده (لیلا حاتمی) در یک شب بارانی به خانه مهندس کاظم هجوم آورده و خانه او را سرقت کرده و فروزنده مهندس را نقص عضو می کند. فروزنده که عاشق محسن است برای او تعریف می کند که دو بار از مهندس کاظم حامله شده است. سپس هر سه به سراغ رضا معروفی (عزت الله انتظامی) می روند تا پاسپورتی جعلی برای فروزنده گرفته تا او از مرز خارج شود. در بین راه بین محسن و فروزنده شکراب شده و فروزنده به تهران برمی گردد. سهند و رضا که همسفر شده اند به خانه رضا می آیند و رضا سهند را امان می دهد. فروزنده به سهند و رضا می پیوندد و در انتها فروزنده محسن را که به دام تهبکاران افتاده و به دستور حد میثاق (خسرو شکیبایی) که یکی از دوستان رضا معروفی است مامور کشتن افرادی می شود، را نشان می گیرد. در یک درگیری رضا به کمک فروزنده می آید...
فضای فیلم یکجورهایی شیکاگویی تهرانی است! با دیالوگ های سنگین و استعاره های فراوان، جوری که آدم یاد نوآر های قدیمی و فیلم های گنگستری می افتد. اتفاقا در ((حکم)) صحنه هایی از آثاری مانند ((سانست بلوار)) بیلی وایلدر و ((قتل)) استنلی کوبریک را می بینیم. وقتی در مورد دلیل استفاده شان از کیمیایی پرسیدند، اینگونه پاسخ داد: ((انتخاب این فیلم ها فقط بخاطر آنکه من آنها را دوست داشته باشم نبود، همچنین به دلیل یافتن شباهت هایی بین این فیلم ها و قصه و فضای حکم هم نبود، برای اینکه در آن صورت ترافیک خیلی رویی ایجاد می شد و در واقع در ذهن ها فقط ترافیک بوجود می آورد. برای همین این فیلم ها اینگونه انتخاب شدند که نوع تراژدی که اینجا در حکم دارد اتفاق می افتد یا نوع عمری که می گذرد و اتفاقاتی که در کنار آن گذشته یا در جریان است را نشان بدهیم.))
شکی نیست کیمیایی سینما را دوست دارد و عاشق هنر است. اما اینکه مجبور باشد دلیل استفاده از یک عنصر در فیلم را برای مخاطب توضیح دهد یک نقطه ضعف محسوب می شود. نمایش فراوان صحنه های آثار مشهور تاریخ سینما در ((حکم)) اشتباه بوده (خود فیلم بدون این صحنه ها خوب روی پای خود می ایستد) و اصلا آن حس و حالی را که فیلمساز می خواسته به مخاطب القا نمی شود. حس و حال عشق به سینما و نوستالژی سینمایی سر و شکل مناسبی ندارد.
در طرف دیگر، کاربرد صحیح موسیقی ارژینال و غیر ارژینال (بعنوان بخشی از سینمای کیمیایی) در ((حکم)) جواب داده و روی داستان سوار شده. داستانی که درباره ی آدم های درد کشیده ی جامعه است. آدم های سوخته ای که در جامعه ای که بیشتر شبیه سراب می ماند تا واقعیت زندگی می کنند. آدم هایی که در تهران کیمیایی وار زندگی می کنند، نه آن شهری که ما می شناسیم.
کیمیایی بعنوان فیلمسازی متعلق به نسلی دیگر اینبار فیلمی ساخته مقبول که عده ی بیشتری از فیلم بین ها را راضی خواهد کرد.