
Sex, Lies, and Videotape
سکس، دروغ ها و نوار
کارگردان : استیون سودربرگ
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0098724
امتیاز : 1/2*** از ****
آن با خواهرش کنتیا از پشت تلفن صحبت می کند. آن نگران است حادثه ای ناگوار (از نوع جنسی) آن هم جلوی دوربین فیلمبرداری رخ داده باشد.
آن: اون (پسره) بدن تو رو لمس کرد؟
کنتیا: نه.
آن: تو اون رو لمس کردی؟
کنتیا: نه.
آن: اصلا شخصی شخص دیگری رو لمس کرد؟
کنتیا: خوب... آره.
آن: (متوجه شده کنتیا جلوی دوربین خود ارضایی کرده) نه! تو چنین کاری نکردی!
با خواندن دیالوگ های بالا که مربوط به صحنه ای از فیلم ((سکس، دروغ ها و نوار)) هستند چه احساسی پیدا می کنید؟
من احساس کردم استیون سودربرگ و تیم سازنده ی فیلم جرئت زیادی داشته اند چون دارند بر روی لبه ی تیغ راه می روند. فیلم هایی که در باب مسائل جنسی و روابط پیچیده ی انسان ها ساخته می شوند معمولا به همان اندازه که می خواهند جدی و تاثیر گذار باشند تبدیل به آثاری احمقانه و خنده دار می شوند. اصلا شاید اگر بازی های عالی، کارگردانی خوب و استفاده از لوکیشن های واقعی ((سکس، دروغ ها و نوار)) نبودند این فیلم هم مزخرف می شد.
از ابتدا تا انتها، فیلم درباره ی وضعیت پیچیده ی روابط جنسی چهار نفر است. خوشبختانه از صحنه های افراطی روابط جنسی و برهنگی خبری نیست و شخصیت ها بیشتر درباره ی سکس حرف می زنند تا اینکه به آن عمل کنند. تعدادی سکانس گفت و گوهای دو نفره ی چند دقیقه ای داریم که تا حدودی شبیه گفت و گوهای فیلم ((چشمان کاملا بسته)) کوبریک هستند.
وکیلی سی و چند ساله ای بنام جان با همسرش آن زندگی می کند. آنها مدت هاست رابطه ی جنسی نداشته اند و حتی آن به روانپزشکش می گوید از اینکه شوهرش به او دست بزند احساس ناخوشایندی پیدا می کند. آن معتقد است وقتی ما با مشکلات عظیمی مانند انباشته شدن آشغال ها و گرسنگی کودکان در سطح جهان روبرو هستیم دیگر سکس چه اهمیتی دارد؟!
کمی بعد متوجه می شویم جان با خواهر آنا، کنتیا، بطور مخفیانه رابطه ی جنسی دارد. در همین زمان مردی بنام گراهام از رفقای دوران مدرسه ی جان به شهر آمده و تا پیدا کردن آپارتمان مناسب برای اجاره در خانه ی جان و آنا می ماند. گراهام از آن آدم های ساکت و آرامی است که نباید زیاد ازشان سوال پرسید و خیلی عجیب رفتار می کنند و بنظر می رسد همه چیز را می دانند.
زمانیکه جان و کنتیا بطور مخفیانه در حال برقراری رابطه ی جنسی هستند آن به گراهام در پیدا کردن آپارتمان برای اجاره کمک می کند. سپس این دو به کافه رفته و قرار می گذارند هرکدام راضی شخصی را به دیگری بگوید. آنا می گوید سکس برایش جذاب نیست. گراهام می گوید از نظر جنسی ناتوان است. چه تفاهمی! یکی با سکس مشکل روحی روانی دارد و دیگری مشکل فیزیکی. اینجاست که نقطه عطف جذاب فیلم شکل گرفته و پرسش های جدیدی (از جمله شرایط زندگی جنسی گراهام در گذشته) در ذهن مخاطب شکل می گیرند.
گراهام که ناتوان از ارضا کردن خود در شرایط عادی است با دوربین فیلمبرداری از زنان فیلم گرفته و از آنها در مورد تاریخچه ی سکس در زندگی شان و تخیلات جنسی شان سوال می کند. سپس به تماشای فیلم ها نشسته و اشک نامحسوسی در چشمانش جمع می شود. یکی از افرادیکه حاضر به مصاحبه می شود کنتیا است. بعد از مصاحبه زمانیکه آن با خواهرش کنتیا تماس می گیرد چنین مکالمه ای رخ می دهد:
آن: اون (گراهام) بدن تو رو لمس کرد؟
کنتیا: نه.
آن: تو اون رو لمس کردی؟
کنتیا: نه.
آن: اصلا شخصی شخص دیگری رو لمس کرد؟
کنتیا: خوب... آره.
آن: (متوجه شده کنتیا جلوی دوربین خود ارضایی کرده) نه! تو چنین کاری نکردی!
چنین گفت و گویی می توانست احمقانه بنظر برسد اما با پتانسیل ایجاد شده در فیلم سازگار است و تاثیرگذار.
((سکس، دروغ ها و نوار)) نخل طلای کن را ربود و ستایش بسیاری را برانگیخت. این فیلم مستقل و کم خرج ۲۴ میلیون دلار فروش کرد که با توجه به هزینه ی ۱.۲ میلیون دلاری تولید یعنی سود مطلق. البته باید گفت که ((سکس، دروغ ها و نوار)) ضعف هایی هم دارد و مخصوصا برخی از گره های نیمه ی دوم ناقص هستند و فیلم را به بیراهه می کشانند.
ضمنا تا فراموش نکردم بگم اگه DVD فیلم را تهیه کردید حتما commentary track عالی را که توسط استیون سودربرگ و نیل لابوت پر شده گوش کنید. این دو کارگردان درباره ی تکنیک های فیلمسازی، فیلم های مورد علاقه و بسیاری مسائل جذاب دیگر صحبت می کنند.