
Nosferatu
نوسفراتو
کارگردان : اف.دبلیو.مورنائو
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0013442
امتیاز : **** از ****
دهه ی بیست میلادی و دوران بعد از جنگ جهانی اول از درخشان ترین سال های تاریخ سینمای آلمان از نظر موفقیت داخلی، پیشرفت فنی و تاثیر جهانی محسوب می شود. فیلم هایی، از حیث اعتبار، در حد و اندازه ی آثار هالیوود پدید آمدند و مخاطبان بین المللی زیادی را جذب کردند. آن هم زمانیکه اوضاع وخیم اقتصادی و بدهی های سنگین آلمان به انگلستان و فرانسه (برنده های جنگ) باعث بوجود آمدن تورم غیر طبیعی و فلج کردن اقتصاد خانواده ها شده بود. این شرایط نابسامان بیشتر از همه به نفع سینما تمام شد و هزینه ی تولید فیلم پایین آمد. نیروی کار حاضر بود با حقوق پایین به ساخت دکورهای عظیم و تولید لباس های فاخر بپردازد. انبوهی از سیاهی لشکرها بدون آنکه وزنه ی سنگین مالی باشند استخدام می شدند. اینها دست به دست هم داد تا مجموعه ای از فیلم های باشکوه اما کم خرج تولید شوند. در کتاب ((تاریخ سینما)) به نمونه ی جالبی اشاره شده: ((وقتی لوبیچ در سال ۱۹۱۹ فیلم مادام دوباری را ساخت، فیلم ظاهرا ۴۰۰۰۰ دلار هزینه برداشت. وقتی این فیلم در سال ۱۹۲۱ در ایالات متحده به نمایش در آمد، کارشناسان تخمین زدند که ساخت چنین فیلمی در هالیوود ۵۰۰۰۰۰ دلار خرج برمی داشت.))
مطلب بالا را نوشتم تا زمینه ای باشد برای معرفی فیلم ((نوسفراتو))، محصول ۱۹۲۲ آلمان به کارگردانی اف.دبلیو.مورنائو (از مهمترین و خلاق ترین فیلمسازان دوران صامت). ((نوسفراتو)) مورنائو را می توان آغاز ژانر وحشت و تولد خون آشام بر پرده ی سینما نامید. این فیلم اقتباس غیر مجازی است از رمان مشهور ((دراکولا)) برام استوکر که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد و به موفق عظیمی دست یافت. وقتی مورنائو تصمیم گرفت اقتباس سینمایی رمان را بسازد، بیوه ی استوکر به دادگاه شکایت کرده و اعاده ی حقوق قانونی کرد. مورنائو با تغییر نام شخصیت ها و تغییر مکان داستان از لندن به شهر برمن آلمان توانست از پس مشکلات حقوقی برآید. ضمنا تفاوت های قابل ملاحظه ای بین رمان و فیلم وجود دارند. بطور مثال سفر دریایی کُنت اُرلاک که در فیلم می بینیم، در کتاب اشاره ای به آن نشده.
در ابتدای فیلم با مرد چاق قد کوتاهی بنام ناک (الکساندر گراناچ) آشنا می شویم که کارگذار املاک است در شهر برمن. او پس از نگاه کردن به برگه ای عجیب از علائم و نشانه ها که از سوی استادش کُنت اُرلاک مکاتبه شده، هوتر (گوستاو فون وانگنهایم) جوان را برای بستن قرارداد خرید خانه ای در برمن که ارلاک سودای خریدش را دارد، رهسپار ((ترانسیلوانیا)) و مُلک ارلاک می کند.
هوتر جاه طلب است و در سودای موفقیت مالی و کاری. او از همسر زیبایش النا خداحافظی کرده و رهسپار سفر می شود. وقتی به ترانسیلوانیا می رسد، با هشدار کشاورزان روبرو شده که او را از رفتن به مُلک ارلاک می ترسانند و در اتاقش کتابی درباره ی خون آشام های مخوف می گذارند. اما هوتر بی اعتنایی کرده و به ملک می رود. در یکی از صحنه ها هوتر در راه رسیدن به ملک از پلی که بر رودخانه قرار دارد عبور می کند. کسانیکه با فرهنگ آثار وحشت آشنا هستند می دانند که روح شیطان نمی تواند با قدرت خود از آب جریان دار عبور کند. در واقع هوتر با عبور از پل، از دنیای واقعی خارج شده و وارد دنیای مخوف دراکولا می شود.
هوتر، کنت ارلاک (ماکس شرک) را ملاقات می کند. ارلاک علیرغم چهره ی ترسناکش، رفتار موبانه دارد و برای هوتر غذا تدارک دیده. سر میز غذاخوری، هنگامیکه ارلاک مُفاد قرارداد خرید خانه را مطالعه می کند و هوتر با اشتها غذا می خورد، انگشت هوتر اشتباها زخم شده و خونی می شود، اینجاست که ارلاک با دیدن خون وسوسه شده و رفتارش موجب ترس و واهمه ی هوتر می شود.
صبح روز بعد. هوتر متوجه دو نقطه ی غیر عادی روی گردنش می شود. او فکر می کند اینها جای نیش پشه ها هستند و با ارسال نامه به خانه به همسرش النا اطمینان می دهد که حالش خوب است.
هنگام بستن قرارداد خرید خانه، ارلاک عکس همسر هوتر را دیده و می گوید: ((همسر شما گردن زیبایی دارد.)) همزمان النا در خواب کابوس می بیند و رابطه ی ذهنی عجبیبی بین النا و ارلاک شکل می گیرد. در واقع ارلاک خون آشام قربانی بعدی اش را پیدا کرده. او بعد از اینکه از خیر خوردن خون هوتر می گذرد، تابوت هایش را جمع کرده و راهی سفر دریایی به شهر برمن می شود.
هوتر که حالا فهمیده ارلاگ خون آشام است و قصد قربانی کردن النا را دارد، از ملک ارلاک فرار کرده و برای نجات همسرش می شتابد...
((نوسفراتو)) بعد از سه ربع قرن علیرغم اینکه دیگر ترسناک نیست و حقه هایش مخاطب سینمای مدرن را شوکه نمی کند، همچنان جذاب است. بنظر من قدرت جادویی و راز ماندگاری فیلم به لطف شخصیت کنت ارلاک با بازی عالی ماکس شرک میسر شده. خون آشام باید انسانی رنج کشیده باشد که بخاطر نفرین درونی مجبور است از خون دیگران تغذیه کند، نه فردی پر زرق و برق با خشونت دیوانه وار سادیسمی . بازی بدور از اغراق های نمایشی ماکس شرک در روح بخشیدن به شخصیت دراکولایی چشمگیر است. او دندان ها و گوش های نوک تیز دارد، قدبلند و کشیده است، لق لق راه می رود و صورتش آدم را یاد موش می اندازد (موش ها یکی از موتیف های فیلم هستند).
باید به میزانسن فراموش نشدنی فیلم اشاره کرد. وسواس غیرعادی بر ترکیب بندی تصویری تک تک نماها. البته این وسواس در دیگر فیلم های اکسپرسیونیستی سینمای آلمان نیز مشاهده می شود. ابتدا اجازه بدهید توضیح مختصری داشته باشیم در باب جنبش اکسپرسیونیسم.
اکسپرسیونیسم بعنوان سبک متمایز در نقاشی و تئاتر مطرح بود. این سبک از گرایش های هنری ای بود که به واقع گرایی واکنش نشان داد و به جای توجه به جلوه بیرونی چیزها، به از ریخت افتادگی افراطی اشیاء به منظور بیان واقعیت عاطفی روی آورد. بخشی از کتاب ((تاریخ سینما)): ((نقاشان اکسپرسیونیست بطور کلی از سایه روشن ها و رنگ های ظریفی که به نقاشی های رئالیستی احساس حجم و عمق می بخشید دوری می کردند، در عوض از لکه های بزرگ رنگ های روشن و غیر واقع گرایانه و طرح های کارتون مانند استفاده می کردند. چه بسا صورت آدم ها کبود بود. یا تکراری ترین موتیف مارک گروهی از اسب های آبی رنگ بود. ممکن بود شکل ها دراز و کشیده شوند. چهره ها غالبا بیان ناهنجار و اضطراب آلود درون بودند. ساختمان ها خمیده یا گود اُفتاده بودند و زمین، بعنوان دهن کجی به قواعد پرسپکتیو سنتی، با شیبی تند رو به بالا داشت.))
سینمای اکسپرسیونیستی حال و هوایی مشابه توصیف بالا دارد. این نوع سینما در دهه ی بیست با چند فیلم موفق آلمانی رونق گرفت. لابد آلمان های شکست خورده در جنگ این را مناسب ترین شیوه ی بیان احساسات خود می دانستند. تکنیک های خاص نورپردازی، طراحی و ترکیب دکور، بازی های اغراق آمیز و لباس های منحصر به فرد باعث ماندگاری بصری فیلم های اکسپرسیونیستی شدند.
همانطوری که گفتم میزانسن ((نوسفراتو)) خیره کننده است، مخصوصا در ملک (یا بهتر است بگوییم قصر) ارلاک. شکل هندسی غریب تاق ها، صندلی های کشیده ی میز غذاخوری و غیره که در تعامل هنری با شخصیت های فیلم هستند. یعنی بازیگران همیشه در جایی از کادر قرار می گیرند که بتوانند ارتباط منطقی با اشیاء اطراف داشته باشند. نمونه ی برجسته ترکیب بندی تصویر صحنه ی ورودی هوتر به قصر است. کنت ارلاک وسط کادر قرار گرفته، هوتر از گذرگاه تاق های قوسی وارد قصر می شود. در این صحنه حالت خمیدگی کمر ارلاک و دست های باز هوتر که حالتی قوس مانند پیدا کرده اند، همانند شکل تاق های قوسی گذرگاه هستند. این تنها یکی از نمونه های بسیاری است که باعث غنای تصویری فیلم شده اند و لحظه لحظه اش را به زیبایی نقاشی کرده اند.
طبیعی است وقتی فیلمساز برای میزانسن اهمیت قائل شده و در ترکیب بندی وسواس به خرج می دهد، علاقمند به بهتر دیده شدن نتیجه است. به همین خاطر برخی صحنه های فیلم بیش از حد کُند هستند (تا مخاطب ترکیب بندی را بخوبی درک کند) و ممکن است باعث دلزدگی عده ای شوند. از دیگر نکاتی که ممکن است برخی آن را ضعف به حساب آورند بازی های اغراق آمیز بازیگران است. در ((نوسفراتو)) بغیر از مارکس شرک بقیه ی بازیگران نمایشی بازی می کنند. این سبک بازیگری را نباید در دسته ی افراطی بازیگری سینمای صامت قرار داد. توجه داشته باشید اغراق بخش جدانشدنی اکسپرسیونیسم محسوب می شود و این شامل بازیگری نیز می شود. بازیگران هیچ تلاشی برای خلق رفتار طبیعی نمی کنند، با دست هایشان حرکات ناگهانی می کنند، عضلات صورت را بیش از حد منطقی جابجا می کنند و غالبا بریده بریده حرکت می کنند.
فیلم های صامتی مانند ((مصیبت ژاندارک))، ((پسر بچه))، ((عصر جدید))، ((جنرال)) را می توان به هرکسی پیشنهاد کرد و مطمئن بود شخص از دیدن فیلم لذت خواهد برد. اما فکر نمی کنم ((نوسفراتو)) پسند هر سلیقه ای باشد. فیلمی در ژانر وحشت، ساخته شده در سال هایی که ژانر وحشت وجود خارجی نداشته.
در پایان اشاره کنم دو نسخه مختلف از DVD فیلم ((نوسفراتو)) در بازار موجود است که توسط Kino و Image Entertainment ارائه شده اند. من تنها نسخه Image Entertainment را دیدم و باید بگم که قطعه موسیقی های ارائه شده واقعا افتضاح هستند و مخاطب را از حس و حال فیلم بیرون می آورند. پیشنهاد می کنم فیلم را بی صدا تماشا کنید.