
Vivre sa vie: Film en douze tableaux
My Life to Live
زندگی من برای زیستن
کارگردان : ژان لوک گدار
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0056663
امتیاز : **** از ****
ژان لوک گدار یکی از پدران موج نوی سینمای فرانسه در دهه ی شصت (در واقع اواخر دهه ی پنجاه) میلادی محسوب می شود. فیلمسازی که گاهی اوقات در یک سال دو یا سه فیلم از او به نمایش در می آمد. برخی معتقدند نابغه ی واقعی سینما است و برخی دیگر گُدار را دیوانه ای می دانند که از میان همه ی فیلم هاش تنها چند کار خوب بیرون آمده.
اعتراف می کنم گُدار (در دوران اوج فیلمسازی) چند فیلم ضعیف ساخته اما تماشای فیلم های خوبش تجربه هایی نو و بسیار لذت بخش هستند. یکی از بهترین های گُدار که تا مدت ها خاک خورد و کمتر دیده شد ((زندگی من برای زیستن)) است. چند سال پیش به لطف پدیده ی دی وی دی و اینترنت این فیلم به جایگاه واقعی اش در میان هنردوستان رسید. وقتی فیلم هایی که از موج نوی سینمای فرانسه دیده ام را مرور می کنم می بینم ((زندگی من برای زیستن)) یکی از بهترین هاست.
این درام از دوازده فصل تشکیل شده. ما نظاره گر نقطه عطف پایانی زندگی نانا (با بازی آنا کارینا همسر سابق گدار) هستیم. در فصل اول متوجه می شویم این خانوم که از آن دست افرادی است که احساسات واقعیشان را در دل نگه می دارند قصد دارد فرزند و شوهرش ( یا دوست پسرش ) را ترک کرده و زندگی جدیدی آغاز کند. نانا در فصل های بعدی و به مرور تبدیل به یک فاحشه شده و در پاین فیلم می میرد.
دانستن پایان فیلم باعث لوس شدن اثر نمی شود. آنچه که در ((زندگی من برای زیستن)) اهمیت دارد گفت و گوهایی است که بین نانا و دیگران رد و بدل می شود. این گفت و گوها گاهی اوقات با زبان حرکات بدن است مانند فصلی که نانا می رقصد و سعی می کند از یک روز تعطیل کاری لذت ببرد(حتی فاحشه های فرانسوی روز تعطیل دارند! درحالیکه دبیرستانی های بیچاره ی ما باید هفت روز هفته به مدرسه بروند...). اما گاهی اوقات همه چیز خیل رُک با زبان گفتار بیان می شود مانند فصلی که نانا با مرد فیلسوف در باب زندگی و عشق صحبت می کند. یا فصلی که نانا و مرد جوان کتابی می خوانند که درباره ی هنرمندی است که در پروسه ی خلق اثر هنری موجبات مرگ محبوبش رو ایجاد می کند.
با تفاسیر بالا و با توجه به دیالوگ های مستقیم باید ((زندگی من برای زیستن)) فیلم متظاهرانه و عذاب آوری باشد. تا حدودی متظاهرانه است اما خوشبختانه اصلا عذاب آور نیست و اتفاقا خیلی تاثیرگذار است.
دلیل اصلی موفقیت فیلم رابطه ی عالی بین شخصیت نانا و دوربین است. گدار (در این فیلم) از دوربین بعنوان عنصر نظاره گر زندگی نانا استفاده می کند و ما در تمام طول فیلم در کنار این شخصیت بوده و با او زندگی می کنیم. در عین حال فاصله همیشه حفظ شده و بیش از حد به نانا نزدیک نمی شویم. نماهای کلوز زیادی از چهره اش داریم اما نورپردازی و تدوین مناسب باعث حفظ فاصله (از نظر روانی) می شود.
من این فیلم را اولین بار با تعدادی از دوستانم دیدم. در پایان بعد از مرگ نانا هر کدام از ما دیدگاه متفاوتی نسبت به این شخصیت و حوادث رخ داده داشتیم. این میزان اختلاف سلیقه در مورد فیلمی که در ظاهر همه چیز را خیلی شفاف نمایش می دهد کمی عجیب بود. و این یعنی هنر هنرمند. خلق اثری که مخاطب بتواند در ذهن خود نسخه ی هنری مطابق با دیدگاه شخصیش را خلق کند.
دی وی دی ((زندگی من برای زیستن)) با زیرنویس فارسی در بازار موجود است. متاسفانه زیرنویس فارسی فیلم پر از اشکالات اساسی است و حتی داستان دو فصل از فیلم کاملا تغییر می کند! فیلم را با زیرنویس انگلیسی ببینید.