
Mother
مادر
کارگردان : علی حاتمی
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0102369
امتیاز : *** از ****
در جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی پنج فیلم ((آژانس شیشه ای))، ((بچه های آسمان))، ((مادر))، ((ناخدا خورشید)) و ((هامون)) بعنوان بهترین های سینمای سی سال اخیر ایران مورد تقدیر قرار گرفتند.
در فرهنگ ما شخصیت مادر بعنوان قدیس ترین عضو خانواده همیشه مورد ستایش بوده. انعکاس این عقیده را به وفور در فیلم های وطنی می بینیم که ((گیلانه)) و ((میم مثل مادر)) از نمونه های چند سال اخیرش هستند. البته نباید مادرهای وفادار و سختکوش که در نقش های فرعی فیلم ها حضور دارند و بدون هیچ منتی برای سعادت فرزندانشان تلاش می کنند را فراموش کرد. در میان تمامی این مادرها، رقیه چهره آزاد بازیگر نقش مادر پنج فرزند در فیلم مرحوم علی حاتمی ماندگارتر از دیگران است. فیلم ((مادر)) علی حاتمی ضعف های ساختاری اساسی دارد و برخی سکانس ها بدجوری توی ذوق مخاطب می زنند، پس چرا همچنان بعنوان یکی از شایسته ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران از آن یاد می شود؟
((مادر)) هرچقدر فیلمنامه اش ضعف دارد به همان میزان در انتقال حس و حال خاطره انگیز و نوستالژیک فضای یک خانواده ی ایرانی موفق است. اعضای خانواده ی فیلم ((مادر)) که قرار است تا هنگام فوت مادر زیر یک سقف در کنار یکدیگر زندگی کنند، از قشرهای مختلف با عقاید متفاوت هستند. در واقع آنها چکیده ای از زندگی و فرهنگ طبقه ی اصیل متوسط ایرانی هستند که در دایرت المعارفی فشرده عرضه شده اند. شاید جالب باشد بدانید علی حاتمی در ابتدا قصد داشته نام شخصیت مادر فیلمش را ایران بگذارد که بعدا، لابد برای جلوگیری از سوء تعبیرها، این نام را تغییر داده.
هم اتاق مادر (رقیه چهره آزاد) در خانه ی سالمندان فوت کرده. مادر که می داند موعد مرگش نزدیک است با فرزندانش تماس گرفته و از آنها می خواهد او را به خانه ی قدیمی شان ببرند تا این چند روز آخر را آنجا سپری کند. پنج فرزند مادر روزهای آخر را در کنارش در خانه زندگی می کنند.
پسر بزرگ، محمد ابراهیم (محمد علی کشاورز) با تیپ جاهل های فیلمفارسی از آن لمپن های نیش و کنایه دار است که جزو صادر کنندگان گوشت محسوب می شود. او به برادران و خواهرانش زور می گوید و ظاهرا منتظر است هرچه زودتر مادر فوت کند.
پسر وسطی، جلال الدین (امین تارخ) از آن مردهای با روحیه ی لطیف و آرام است که رفتاری متین با دیگران دارد و مدتی ست با محمد ابراهیم قهر است.
پسر کوچکتر، غلامرضا (اکبر عبدی) دارای عقب ماندگی ذهنی ست اما مسائل و حوادث اطراف را خیلی خوب درک می کند.
دختر بزرگ، ماه منیر (فریماه فرجامی) ازدواج های ناموفق پشت سر گذاشته، درگیر مشکلات روحی و روانی ست و خود را مسئول نابسامانی های خانواده می داند.
دختر کوچکتر، ماه طلعت (اکرم محمدی) زن نجیب و آرامی ست که علیرغم حاملگی اکثر کارهای خانه را انجام می دهد و به نوعی مادر دوم فیلم محسوب می شود. ضمنا ماه طلعت شوهر نجاری دارد که نقشش را حمید جبلی ایفا می کند.
بعد از مدتی سر و کله ی مرد عربی (جمشید هاشم پور) پیدا می شود که برادر ناتنی اعضای خانواده محسوب شده و بقول مادر ((یادگار ازدواج پدر در جنوب)) است. او تنومند و پرقدرت است و هر کمکی از دستش بر می آید برای دیگران انجان می دهد.
یکی از ایراداتی که همیشه بر ((مادر)) وارد بوده، واپس گرایی ست. برخی معتقدند نوستالژی شیرین این فیلم عملا در زندگی مُدرن معاصر جایی ندارد. ما دیگر در خانه هایمان حوض و آبنما نداریم، روی تخت داخل حیاط کاهو سکنجبین نمی خوریم و در مکالمات روزمره از ضرب المثل هایی مانند ((سفره از صفای میزبان رونق داره نه از مرصع پلو)) استفاده نمی کنیم. اینها همه درست. ((مادر)) هیچ شباهتی به واقعیت ندارد و اصلا به سینمای واقع گرا نزدیک نیست. مگر اشکالی دارد؟ اتفاقا خود علی حاتمی گفته: ((اصلا به واقعیت فکر نمی کنم. منطق واقعیت برایم قابل قبول و مطرح نیست.))
مشکل اصلی ((مادر)) ساختار ضعیف فیلمنامه و زمانبندی نامناسب است. سکانس هایی مانند ماشین سواری خیالی ماه منیر و غلامرضا انگار از بقیه ی فیلم جدا افتاده اند. از طرف دیگر مُبهماتی بی پاسخ می مانند. مثلا چه دلیلی برای برخی رفتارهای عجیب مرد عرب وجود دارد؟ و ... .
نمی دانم تابحال چند بار ((مادر)) را دیده ام. اما می دانم تا به حال یکبار هم پیش نیامده که از دیدنش خسته شوم. نوستالژی شیرین این فیلم از قرص مُسکن بهتر است و آدم را آرام می کند.