تبليغاتX
مصیبتی بنام سینما - زن نازنین (A Gentle Woman)


Une femme douce

A Gentle Woman 

زن نازنین

کارگردان : روبر برسون

لینک IMDb :

http://www.imdb.com/title/tt0065152

امتیاز : **** از ****


در حال حاضر که این مطلب را می نویسم احساس افسردگی می کنم. شاهکاری را دیدم که هنوز روی DVD عرضه نشده (شرم بر نیو یورکر صاحب حقوقی اثر). در نتیجه قشر عظیمی از سینما دوستان از تماشای این فیلم محروم شده اند. من خوش شانس بودم و توانستم کپی VHS فیلم را از طریق دوستی پیدا کنم و حالا بعد از دیدن فیلم حرص می خورم و لعنت می فرستم به هر بنی بشری که مسئول آماده سازی و پخش DVD است و کارش را بخوبی انجام نداده. 


سبک فیلمسازی برسون به گونه ای است که مخاطبان ناآشنا را گیج می کند. دوربین معمولا ایستا است، داستان تند و تلخ است و دیالوگ مینی مال. بازیگران معمولا آماتورهایی هستند که آموزش دیده اند تا کمترین میزان احساسات ممکن را در ریتم بیان، حرکات و عکس العمل های صورت بروز دهند. برسون از ابزارهای دیگری برای بیان نظرات به مخاطب استفاده می کند. شیوه ای مینی مالیستی که نیازمند دقت مخاطب به نکات ظریف است. از منظر تماتیک، برسون شیفته ی درونمایه های معنوی است. او تحت نفوذ اندیشه های پاسکال فرقه ی دینی ژانسنیسم قرار دارد. در این اندیشه ها پرسش گناه در راس همه ی مسائل قرار می گیرد. گناه از یک طرف عامل شرم و پشیمانی و از طرف دیگر عامل بخشش است زیرا از فیض بی کران خدا خبر می دهد. در ((زن نازنین))، گناه ازدواج زن با مردی است بدون آنکه بداند به مرد علاقه دارد یا نه. وقتی فرد یا افرادی در فیلم های برسون گناهکار می شوند در حال و هوایی معنوی بدنبال راهی برای گریختن می گردند. فرار از زندان در ((یک زندانی محکوم به مرگ گریخت))، کشف عشق در ((جیب بر))، مرگ و شهادت در ((محاکمه ی ژاندارک)) و خودکشی در ((زن نازنین)).


فیلم (که بر اساس داستانی از داستایفسکی ساخته شده) با خودکشی آغاز می شود. الی از بالکن آپارتمانی که در آن با شوهرش، لوک، زندگی می کند پریده و می میرد. سپس درحالیکه جسد الی روی تخت خوابانده شده، زمینه ی خودکشی از طریق فلاش بک و به روایت لوک، که با خدمتکاراشان صحبت می کند، بیان می شود. 

لوک اولین بار الی، یک دختر یتیم، را زمانیکه در بُنگاه گروگذاری کار می کند می بیند. الی بعنوان خدمتکار در کنار خویشاوندان زندگی می کند. او  تمامی دستمزدش را خرج خرید کتاب کرده و در نتیجه برای بدست آوردن پول اضافی مجبور است وسایل را در اختیار بنگاه گروگذاری بگذارد. بعد از رفت و آمد های فراوان الی به بنگاه، لوک تحت تاثیر زیبایی و رفتار معماگونه ی این دختر جوان قرار می گیرد.

لوک خواستگاری می کند. الی نمی پذیرد: ((تو عشق نمی خوای. تو می خوای من با ازدواج با تو موافقت کنم)). در نهایت الی برای فرار از خویشاوندان فاسد و بعد از پافشاری های لوک، پاسخ مثبت می دهد.

بعد از خواندن خطبه ی عقد زن و شوهر به رستوران می روند. لوک حلقه ی ازدواج را در انگشت دست الی می کند. سپس حلقه ی دیگری درآورده و خود در انگشت دست خود قرار می دهد!

ازدواج این دو از همان ابتدا با مشکل روبرو است. عقاید آنها متفاوت است و اختلاف سلیقه دارند. لوک ماده گرا، شمارشگر و از نظر رفتاری ناامن است. در سمت مقابل الی به پول اهمیت نمی دهد، بی پرده است، علاقه به رنج کشیدن دارد و همیشه افسرده است. 

مثل بسیاری دیگر از مردانی که با زنان زیبا ازدواج می کنند، لوک احساس حسادت کرده و همیشه شکاک است. او قدرت بیان تاثیر گذار حرف های عاشقانه را ندارد چون الی از این حرف ها می ترسد و با شنیدن آنها بیشتر احساس زجر می کند تا خوشحالی. ((کسی که عواطفش بی پرده هستند نه توانایی عشق ورزیدن دارد و نه توانایی پذیرفتن عشق را))...


در داستان داستایفسکی تاکید بر ناسازگاری زن و شوهر است درحالیکه برسون در اقتباس خود با استادی پایه های داستان را تغییر داده و درامی روانشناسانه ساخته با سوالات فلسفی فراوان و نمادگرایی عمیق. مجسمه ی مسیح نماد رنج شخصیت الی، راهروی طولانی خالی نماد جدایی و غیره. خوشبختانه نماد شناسی در فیلم های برسون عملی شاقه نیست و هر مخاطبی قادر به درک آنها و در نتیجه لذت بردن از کشف خود است.


((زن نازنین)) اولین فیلم رنگی برسون شاهکار دیگری است از بهترین فیلمساز تاریخ سینمای فرانسه. اگر ویدیو کلوپ محله تان هنوز نوار VHS کرایه می دهد فرصت خود را امتحان کنید. 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:32 توسط سید رضا طیبی |