
Dames du Bois de Boulogne, Les
The Ladies of the Bois de Boulogne
خانم های جنگل بولونی
کارگردان : روبر برسون
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0037630
امتیاز : 1/2*** از ****
((خانم های جنگل بولونی)) دومین فیلم بلند روبر برسون، نابغه ی سینمای فرانسه است. آخرین باری که با بازیگران حرفه ای کار کرد.
از نظر تکنیکی کمتر نشانه هایی از امضاهای مخصوص برسونی مانند حذف نماهای مکان، ایجاد ابهام برای بیننده و بازی افراطی با اشیاء را با خود یدک می کشد. از نظر داستانی نیز فاقد اندیشه های دینی آثار بعدی برسون است، شخصیت ها بدنبال رسیدن به فیض الهی نیستند و برای بخشش گناهان خود را رنج نمی دهند.
بنظر من وجه اصلی شباهت ((خانم های جنگل بولونی)) با آثار بعدی برسون کاربرد صدا روی تصویر است. برسون از صدا بعنوان ابزار تخیل سازی استفاده می کرد. حواس پنجگانه را در نظر بگیرید: شنوایی، بینایی، چشایی، بویایی و لامسه. در هنر سینما و فیلمی که مخاطب می بیند محدودیت تاثیرگذاری وجود دارد، تنها حواس بینایی و شنوایی شاخص هستند. برسون سعی کرد در فیلم هایش از طریق بازی با تصویر و (بیشتر) صدا این محدوده را بشکند. ژان لوک گدار درباره ی او گفته: ((برسون یعنی سینمای فرانسه، همچنان که داستایفسکی یعنی ادبیات روسیه و موتزارت یعنی موسیقی آلمان.))
بازی با صداهای برسون در ((خانم های جنگل بولونی)) ظریف نیستند اما قابل توجه اند. مخصوصا در صحنه های مربوط به آبشار، حضور شخصیت ها در خیابان های شلوغ و گفت و گوی ژان و آگنز در خودرو.
زن پولدار با شخصیتی بنام هلنا توسط دوست قدیمی ای (که هلنا به علاقه ای ندارد) نصیحت می شود. دوست می گوید: ((چیزی بنام عشق وجود ندارد، تنها نشانه هایش دیده می شوند.))
هلنا در سالگرد دومین سال عشق بازی با ژان، جعبه سیگار طلا برای او می خرد. ژان تشکر می کند: ((من عاشق طلا هستم، مثل خودته. آتشین، سرد، شفاف، سایه دار، فاسد نشدنی.)) هلنا امیدوار بود هدیه موجب باز خردید عشق شده باشد اما وقتی می بیند فایده ای نداشته، ناخواسته و بدون آنکه از ته دل بخواهد چنین می گوید: ((مسائل دارن کهنه می شن و شاید بهتره ما شروع کنیم به دیدن افراد دیگه. من مردانی رو ملاقات کنم و تو زن هایی رو.)) ژان موافقت می کند. این مسئله هلنا را آزار داده و باعث ایجاد عقده ای روحی در وجودش می شود.
هلنا نقشه می کشد تا از ژان انتقام بگیرد. زن زیبایی بنام آگنز را به ژان معرفی می کند. ژان عاشق این زن می شود بدون آنکه از گذشته هرزه ی زن و کار کردنش بعنوان رقاصه در میکده خبر داشته باشد...
همچون دیگر آثار برسون قدرت فیلم در سادگی و بی آلایشی اش است. پردازش شخصیت ها و اینکه چگونه دوربین در میانشان قرار گرفته و روی رفتارهایشان متمرکز شده عالی است. در واقع مخاطب وادار می شود به تماشای چگونگی گیر افتادن شخصیت ها در تله ای اخلاقی بنشیند. حتی شخصیت هلنا که خود طراح نقشه ی انتقام بوده در دام می افتد.
((خانم های جنگل بولونی)) در حد و اندازه های بهترین های برسون نیست و برخی صحنه ها و دیالوگ هایش بعد از گذشت پنجاه سال قدرت خود را از دست داده اند. اما همچنان جذاب است و فیلم بین ها را راضی خواهد کرد. DVD فیلم با تصاویر سیاه و سفید شفاف و زیبا در بازار موجود است.