
The Kite Runner
بادبادک باز
کارگردان : مارک فاستر
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0419887
امتیاز : ** از ****
آخرین فیلم مارک فاستر که آثاری همچون ((در جستجوی ناکجا آباد)) و ((بمان)) را در کارنامه دارد، اقتباسی ست از رمان پرفروش و محبوب خالد حسینی نویسنده ی سرشناس افغان-آمریکایی. فیلمی خوش ساخت که قرار است روابط انسانی و عواطف پیچیده را به تصویر بکشد اما ناآشنا بودن فاستر با فرهنگ افغان از یک طرف و اصرار این فیلمساز بر استفاده از برخی عناصر ثابت فیلم های هالیوودی که با فضای شرقی سازگار نیستند عملا باعث هدر رفتن سوژه ی خوب شده.
سال ۲۰۰۰. امیر، جوان افغان با همسرش در سانفرانسیسکو زندگی می کند. او پس از دریافت تماس تلفنی از یكی از آشنایان و هموطنان قدیم خود بنام رحیم خان، گذشته، كودكی، نوجوانی و جوانی خویش را به یاد میآورد. به خاطر میآورد كه چگونه با پدر در كابل زندگی میكردند. او كه از نژاد پشتون است از همان كودكی به خاطر دوستی با حسن كه كودكی هزاره است مورد توهین و تحقیر همسالان همنژاد خود از جمله آصف قرار گرفته است و به چشم خود دیده است كه دوستش حسن به سبب وفاداری در دوستی او مورد تجاوز و تعدی آصف و دوستانش قرار گرفته است. امیر و پدرش كه انسانهای متمولی بودند با حملهی نظامی روسها به افغانستان، كابل را ترك نموده، به سانفرانسیسكو مهاجرت میكنند. امیر در آنجا ازدواج میكند، پدرش از دنیا میرود و پس از سالها، دوستی به نام رحیم خان به او تلفن میزند و از او دعوت میكند كه به خانه برگردد. امیر پس از این گفتوگو و به یاد آوردن خاطرات گذشته برای دیدار رحیم خان به پاكستان میرود. در پاكستان میفهمد كه هم بازی و دوست وفادار كودكیاش یعنی حسن، برادر نامشروع او بوده، اكنون به دست طالبان كشته شده است و از او فرزندی به نام سهراب باقی مانده است. بنابراین، برای یافتن برادرزادهی نوجوان خود به كابل میرود و پس از جستوجوی بسیار او را اسیر طالبان مییابد. سهراب را از چنگال طالبان میرهاند و با خود به پاكستان و از آنجا به امریكا میبرد و به عنوان عضوی از خانوادهی خویش میپذیرد.
حتی اگر از ناسازگاری فضای فیلم با فرهنگ افغان بگذریم باز هم نمی توان منطقی برای برخی از فصل های ضعیف که ساختار روایت زیر حد متوسط هالیوودی دارند پیدا کرد. بعنوان مثال فصل فرار امیر و سهراب از قرارگاه طالبان ناشیانه و در حد فیلم های تجربی دانشجویان سینماست. بازی خوب همایون ارشادی در نقش پدر دلسوز و سختگیر (به شرط آنکه اشتباهات لهجه ای را نادیده بگیریم) و صحنه های جذاب روابط دوگانه ی بین امیر و حسن از نکات مثبت فیلم هستند.