
The Good, the Bad and the Ugly
خوب بد زشت
کارگردان : سرجیو لئونه
لینک IMDb :
http://www.imdb.com/title/tt0060196
امتیاز : **** از ****
((خوب بد زشت)) با زمینه ای از رنگ قرمز خشن و تم موسیقی فریادکش انیو موریکونه با صدای گیتار الکتریک، شیپور جار زن و گروه کُر جیغ کش آغاز می شود. اسامی عوامل تولید فیلم بعد از هر بار شنیدن صدای تیر اندازی بر صفحه نقش بسته و به بیننده یورش می برند.
((خوب بد زشت)) که در سال ۱۹۶۶ (در ایتالیا) اکران شده، قسمت سوم و به اعتقاد اکثر افراد بهترین قسمت از سه گانه ی وسترنی است که کارگردان سرجیو لئونه با بازی کلینت ایستوود ساخته. وسترن های لئونه ملیت ایتالیایی دارند و به وسترن های اسپاگتی مشهورند که ترکیبی از فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی را دارا هستند و نسبت به وسترن های آمریکایی کمی خشن تر هستند. نمایش موفق فیلم در آمریکا نقش به سزایی در شهرت کلینت ایستوود و فراگیر شدن فرهنگ وسترن های اسپاگتی داشته.
((خوب بد زشت)) یکی از بهترین وسترن های تاریخ سینما و فیلمی است عالی هرچند که به سختی می توان نکات مبتکرانه ی انقلابی در آن پیدا کرد. حتی خود لئونه اعتراف کرده که بسیاری از تکنیک های فیلمسازیش را از دیگران وام گرفته. یکی از تاثیرگذارترین افراد بر سبک فیلمسازی لئونه بدون شک آکیرا کوروساوا بوده که تاثیر فیلم های سامورایی اش (بیشتر از همه یوجیمبو) را می توان در جای جای فیلم های لئونه دید.
از دلایل اصلی موفقیت ((خوب بد زشت)) توجه مثال زدنی به کوچک ترین جزئیات است. تمام حرکات دارای وزن هستند. از قدم زدن ها گرفته تا فشردن ماشه ها. همه چیز اهمیت دارد و هیچ چیز ناچیز نیست. ضمنا لئونه اُستاد استفاده از حجم بود. او عریض ترین پهنای چشم انداز قابل تصور را به مخاطب نشان داده، شمایل کوچکی از مردی را در گوشه تصویر قرار داده، سپس ناگهانی به نمای نزدیک صورتی عرقی و خیسان و یک جفت چشم کات می زند.
دوران جنگ داخلی آمریکا. در ابتدای فیلم با سه مرد لُمپن خطرناک بنام های رومرو (زشت - با بازی لی ون کلیفت)، توکو (بد - با بازی الای والاچ) و بلوندی (خوب - با بازی کلینت ایستوود) آشنا می شویم. اینها آدم های تنهایی هستند که برای ادامه ی بقا هرکدام راه خود را انتخاب کرده اند.
توکو (بد) مرد زرنگی است که برای آدم کشی پول می گیرد و یک بی رحم مطلق گراست. بلوندی (خوب) از آن انسان های مرموز و بی نام و نشان است که دست روی هرکسی بلند نمی کند و از قدرتش در جای مناسب استفاده می کند. رومرو (زشت) چیزی بین خوبی و بدی است که در چارچوب هنجار شکنی عمل کرده و با خشونت و بی فکری ای که بروز می دهد برای خود دردسر درست می کند.
آنچه که این سه شخصیت را با هم روبرو می سازد ۲۰۰ هزار دلار طلای دزدیده شده ای است که در قبرستان ساوت هیل خاک شده و هر سه خواهان بدست آوردنش هستند.
کسانی که ((خوب بد زشت)) را دیده اند تنها کافی است یک لحظه چشمانشان را بسته و به موسیقی فیلم فکر کنند تا تمامی صحنه ها و سکانس های به یاد ماندنی اش را به خاطر آورند. این فیلم حرف جدی ای برای گفتن ندارد و تنها اسباب سرگرمی است. یک سرگرمی عالی و ناب.